کنارمـــ هستی وامادلمـــ تنگ میشهـــ هرلحظهــ
هیشکی از حال و احوالم نپرسید چشم هیشکی ندیده گریه هام و چشام گریون و سرشار تردید تو که گفته بودی برمیگردم تو که گفته بودی میام سراغت چرا این طور سوت و کوره خونه؟! حتی این بار نزد سوسو چراغت... تو که تنها امیدم مونده بودی برای زندگی تنها بهونه چرا رفتی گلم...؟ تو برنگشتی...؟ چرا جات خالیه هنوز تو خونه؟ تو که تنها امیدم مونده بودی قسم دادم نری قسم به جونت گلم ترکم نکن تنها بمونم گمون نمی کنم بی تو بتونم... نگو که برنمیگردی دوباره نگو این راه و رسم روزگاره نگو که سهم ما بوده جدایی نگو کوتاهه فصل آشنایی...!! نگو قراره که دیگه یه لحظه پیشم نباشی نمیزارم یواش یواش همرنگ سایه ها بشی دسته گلاتو نمیخوام خاطره هاتو نمیخوام خودت که بهتر میدونی که من فقط تورو میخوام گلای باغچه رو برات تک تک و از شاخه چیدم ببین چقد جون میکنم بهت بگم دوست دارم سوت وکوره خونه وقتی سایه توروسرم نیست نده آزارم که دیگه طاقتی تو این تنم نیست بی توزندگیم چی میشه شوره عاشقیم چی میشه توکه داری میری اما سرنوشت من چی میشه گاهی دلم برای دلت تنگ میشود چشمان من به اشک تو دلتنگ می شود روزی اگر صدای تو در گوش من نبود دنیا به خاطرت پر آهنگ می شود... چه سخت گذشت تا بفهمم بودنم را و چه ساده میگذرد رفتنم، اما در این بودن و رفتن به من یاد دادی عاشق باشم چه زود گذشت آن زمان که مرا درس عشق دادی و محبت را ضمیمه وجودم کردی و در پیوست نهادم حک نمودی: دوست بدار و عاشق باش آری تو در وجودم دوست داشتن را به ودیعه نهادی چگونه ستایش کنم تو را که ناتوانتر از آنم که برای تو بنویسم و چه زود گذشت بودنم و زود میرود رفتنم میدانم میروم ومیدانم که باید بروم اما به کدامین منزل بیاسایم بسیار دوستت دارم، من عاشقم مهربان آخر تو به من آموختی عشق را، اگر من اکنونم به عشق آمیخته است چون تو مرا کشاندی . پس چرا احساس میکنم دیگر دوستم نداری نمیدانم........... شاید اشتباه میکنم چون تا زمانی که که من در ملک تو هستم امیدوارم . راستی اگر مرا از مُلکت راندی به کدامین ملجا پناه ببرم ؟ اما هر جا بروم مُلک توست و این شادیم را افزون میکند که هر جا بروم ا زآن توست................پس هنوزدوستم داری
حس و حالم خوش نیست، همه چی داغونه یکی باید باشه ، تو رو برگردونه گُم و گورم دورم ، گیج و ویجم خستم بس که پای پلکمُ ، به دل در بستم پُشت سر ویرونه ، رو به رو دیواره داره از ابر سیاه ، دردسر میباره دل مغرور اما ، دست و پا نمیزنه سنگ از آسمون بیاد، صخره جا نمیزنه چشماتُ به روم ببند ، خدا چشمش بازه زندگی با گره هاش ، آدمُ میسازه هر کی دل ببُره از رو زمین قد میکشه هر کی آسمونیه لایق ستایشه اگه رفتن،نرسیدن ، توی تقدیر منه جُرم بی بخشش من ، اگه عاشق شدنه چشماتُ به روم ببند ، خدا چشمش بازه زندگی با گره هاش ، آدمُ میسازه
خیلی آسون وارد زندگیم شدو خیلی آسون از زندگیم داره میره می نویسم تا بدانم روزی دردم را بانوشتن تسکین دادم می نویسم تا بدانم که روزی از غم بود که نوشتم می نویسم تا بدانم با نوشتن می شود بغض را فرو داد واجازه به آن نداد تا جاری شود می نویسم تا که بدانم همیشه همه خوب نیستن و همه هم بد نیستن می نویسم تاکه بدانم همیشه هستن گرگ های آدم نما می نویسم تا بدانم امان از حرف مردم که فقط می توان کر شد تا آرام بمانی می نویسم تا بدانم که با من بد تا کرد که با من خوب می نویسم تا بدانم با نوشتن بود که آرام گرفتم می نویسم تا بدانم باز هم می نویسم آنگاه که غرور کسی را له می کنی آنگاه که کاخ آرزو های کسی را ویران می کنی آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی آنگاه که گوشهایت را می بندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی آنگاه که خدا را می بینی ولی بنده ی خدا را نمی بینی می خواهم بدانم دستانت را به سوی کدام آسمان دراز می کنی تا خوشبخی ات را از خدا بخواهی می خواهم بدانم به سوی کدامین قبله نماز می گذاری که دیگران نگذارده اند؟
واسه پر کشیدن من خواستی آسمون نباشی
و تمام فکر و زندگی من تو شده ای به خدا بدان که این دست خودم نیست! اگر میبینی چشمانم در بیشتر لحظه ها خیس است و دستانم سرد است و اگر میبینی همه لحظه های دور از تو بودن اینهمه سخت و پر از غم و غصه است بدان که این دست خودم نیست! دست خودم نیست که همه لحظه ها تو را در جلو چشمانم میبینم و به یاد تو می باشم. دست خودم نیست که دوست دارم همیشه در کنارت باشم ، دستانت را بگیرم ، بر لبانت بوسه بزنم و تو را در آغوش خودم بگیرم! به خدا دست خودم نیست که هر شب به آسمان نگاه می اندازم و ستاره ای درخشان را میبینم و به یاد تو می افتم! دست خودم نیست که هر سحرگاه به انتظارت مینشینم تا در آسمان دلم طلوعی دوباره داشته باشی باور کن که دوستت دارم ای تنها بهانه برای زنده بودنم ، نفس کشیدنم دوستت دارم .... ای امید و آرزوی من ، دنیای من دوستت دارم.... ای تو به زیبایی یک گل سرخ ، به پاکی یک چشمه زلال ، به لطافت باران بهار دوستت دارم.... ای تو فصل بهارم ، همیشه یارم ، همدم این دل پاره پاره ام دوستت دارم.... ای تو آرامش وجودم ، همه بود و نبودم ، هستی و تار و پودم دوستت دارم.... ای تو طلوع زندگی ام ، ناجی لب تشنگی ام دوستت دارم.... ای تو عشق زندگی ام ، همیشگی ام ، ماندنی ام دوستت دارم عاشقتم دوستت دارم
خسته شدم می خواهم در آغوش گرمت آرام گیرم.خسته شدم بس که از سرما لرزیدم... می خواهم دستهایم را به گردنت بیاویزم و شانه هایت را ببوسم... خسته شدم بس که تنها ایستادم
میخوام باور کنی چقدر دوستت دارم میخوام باور کنی تنهات نمی ذارم میخوام باور کنی چقدر نگاهت رو تو این شبهای بی خاطره کم دارم میخوام باور کنی تموم دنیامی تو درمون دل عاشق تنهامی میخوام باور کنی محتاج چشماتم توی هر ثانیه هر لحظه باهاتم دارم توی چشات دنیامو می سازم به عشق تو دارم قلبمو می بازم بمون پیشم تا وقتی خون تو رگهامه بمون پیشم ای گل همیشه نازم
نمی بخشمت بخاطر تمام خنده هایی که از صورتم گرفتی بخاطر تمام غصه هایی که بر صورتم نشاندی نمی بخشمت بخاطر دلی که برایم شکستی بخاطر احساسی که برایم پرپر کردی نمی بخشمت بخاطر زخمی که بر وجودم نشاندی بخاطر نمکی که بر زخمم گذاردی ومی بخشمت بخاطر عشقی که بر قلبم حک کردی
شـــــــــاید دورے بـــــهـــــانه خــــــــوبے بـــــــراے بـــــــے خـــــــــبرے بــــــــاشه امـــــــــا دلــــــــــــیل خــــــــوبے بـــــــراے فـــــــرامـــــــــوشے نـــــیـــــســــ !
صداي شکستن قلبم را نشنيدي چون غرورت بيداد مي کرد اشکهايم را نديدي چون محو تماشاي باران بودي ولي.... اميدوارم انقدر در آيينه مجذوب نشده باشي که حداقل زشتي ديو خود خواهيت را ببيني که باديگران چنان نکني که با من کردي
خواب هایت را با که شریک میشوی ؟
توی زندگی یه وقتا ، تنهایی رمز عبوره اگه از چشمات گذشتم ، فکر نکن عاشق نبودم مطمئن باش توی دنیا ، دل به تو سپرده بودم خیلی سخته بگی میرم ، وقتی می خوای که بمونی وقتی می خوای تو خیالت ، شعرای قشنگ بخونی من گذشتم از تو اما ، تو همیشه بهترینی مثل اشکی واسه چشمام ، موندگاری و صمیمی من می خواستم تو خیالم ، ازتو تا ابد بخونم تنها باشم بی حضورت ، رازچشماتو بدونم با نت های مهربونیت ، شعرای قشنگ بسازم حتی واسه چشم خیست ، بی وفاترین فریبم شاید امروز که سیاهی ،رخنه کرده تو وجودم بدونم که راستی راستی ، روزی عاشق تو بودم
من ادعا نمي کنم، همواره به ياد کساني هستم که دوستشان دارم ولي مي توانم ادعا کنم که لحظاتي که به يادشان نيستم ❤دوستشان دارم❤
چگونه فراموشت کنم تو را؟ که همزمان با تولدت درقلبم همه را فراموش کردم.برایم تمامی اسم ها بیگانه شدند و همه خاطرات مردند دستم را به تو می دهم قلبم را به تو می دهم فکرم را نیز به تو می دهم بازوانم را به تو می بخشم و نگاهم از ان توست و شانه هایم که نپرس دیگر با من غریبه اند! وتمامی لحظات تو را می خواهند و برای عطر نفس هایت دلتنگی می کنند.چگونه فراموشت کنم تو را که از خرابه های بی کسی به سپید عشق هدایتم کردی.عاشقی بی قرار ویاری با وفا برای خویش ساختی و برای اشکهایم شانه هایت را ارزانی داشتی چگونه فراموشت کنم تو راکه سالها در خیالم سایه ات را می دیدم.
گفتی که میری و میای ولی هنوز نیومدی مهم نبودم واسه تو؟ به جون من خیلی بدی گفتی که این عادت میشه نبودنم کنار تو فکر کردی باورم میشه؟ نشنیدن صدای تو؟؟؟؟؟؟ گفتی بیام باید برام کلی بازم حرف بزنی چی شد حالا بهم میگی چرا به من زنگ میزنی؟ گفتی غروب شد عزیزم صدام بزن تو اسمون صدات زدم کجا بودی؟ شنید خدای مهربون گفتی هنوز مثل قدیم میخوای بیام توی خوابت فقط تو تو قلب منی هنوز جات هست اینجا ثابت گفتی خود عشق همینه دیدی همش بوده هوس؟ فقط اینو بدون گلم تو رو میخوام همینو بس
بزن با من تو حرفاتو نذار باشه تو قلبت غم نمیگم جایی حرفاتو تو راحت باش خیالت جمع بزن با من تو حرفاتو نذار باشی تو ناراحت غمه ات دیوونه ام کرده بگو با من تو باش راحت بزن با من تو حرفاتو بگو از من تو چی میخوای بگو با من بذار کم شه غم سینه ات بگو ای وای بزن با من تو حرفاتو نمیگیره کسی جاتو نمیخوام فک کنی یک روز دلم خسته میشه با تو بزن با من تو حرفاتو بدون عاشق ترینم من بدون بی تو میمیرم زود تو هستی قلب و دین من بزن با من تو حرفاتو بزن راحت بشی کم کم بگو چی غصه دارت کرد ببین اشکام اومد نم نم بزن با من تو حرفاتو مگه نیستم هنوز لایق؟ بدون هیچکی تو این دنیا نبوده مثل من عاشق بزن با من تو حرفاتو من این دونستن رو میخوام بدون حرفام فقط حرف نیست اخه دلواپس فردام بزن با من تو حرفاتو بمون پیشم بگو با من که چی ناراحتت کرده نمیدونم بمیرم من بزن با من تو حرفاتو میخوام باشم فقط باتو بدون من عاشقت هستم بزن با من تو حرفاتو
کارایی که کردی با من یادم میاد دونه دونه اشکام میریزه از چشام اروم اروم روی گونه قول هایی که به من دادی داد میزدی هوار هوار خدایا یا منو بکش یا اونو پیش من بیار گفته بودی که عاشق قلب منی نفس نفس گفتی که اسم اینه عشق فک نکنی بوده هوس با حرفای عاشقونت عاشق شدم من دم به دم دیگه نمونده بود تو دل یه ذره جا واسه ی غم صدای پای تو میاد تلق تلق و توق و توق گفته بودی عزیز من هیچوقت نگفتم بت دروغ میشنوم از تو قلب تو تالاپتالاپ و توپ و توپ یادته داشتیم ماباهم خاطره شیرین و خوب؟ حال کجایی تا بگم تو گوش تو اروم اروم عاشق عشق تو شدم همیشه پیش من بمون
پشت سرت بجاي اشك يه كاسه آب ميريزم حالا كه رفتني شدي سفر بخير عزيزم اين آخرين خواهشمه مواظب خودت باش اوني كه جامو ميگيره جوونيتو بزار پاش كي گفته نفرين ميكنم غصه به تو حرومه خوشبختي تو گل من هميشه آرزومه عكس منو پاره بكن يه وقت انو نبينه خجالت از چشمام نكش كه عاشقي همينه بهش بگو دوست دارم بزار برات بميره اسم منو بروش نيار بهونه اي نگيره دفتر خاطراتتو تو خلوتت بسوزون يادت بره كه كي بودي به دلتم بفهمون قطار می رود ... تو می روی ... تمام ایستگاه می رود و من چقدر ساده ام سالهای سال در انتظار تو کنار این قطار رفته ایستاده ام و همچنان به نرده های ایستگاه رفته تکیه داده ام
نمیخوام که بدونی تو دل من واسه تو تنگه نمیخوام که بفهمم من نگام واسه تو بیرنگه نمیخوام که بدونی تو تموم زندگیم هستی نمیخوام که بفهمم من تو از چشمای اون مستی نمیخوام که بدونی تو برام هستی تو یک خواهش نمیخوام که بفهمم من با حرفاش میده ارامش نمیخوام که بدونی تو دلم از کارت ازرده نمیخوام که بفهمم من تو این بازی دلش برده نمیخوام که بدونی تو منو سوزوند ه حسادت نمیخوام که بفهمم من برات بودم فقط عادت نمیخوام که بدونی تو دل من بی تو میمیره نمیخوام که بفهمم من اونم دستاتو میگیره نمیخوام که بدونی تو بدون تو چه خاموشم نمیخوام که بفهمم من میخواستی از تو من دور شم نمیخوام که بدونی تو جون من به تو وابسته نمیخوام که بفهمم من تو از شعرام شدی خسته نمیخوام که بدونی تو که شعرام ماله چشماته نمیخوام که بفهمم من یکی دیگه خاطر خواته نمیخوام که بدونی تو میدونم عشق تو اونه نمیخوام که بفهمم من وجودش واسه تو جونه نمیخواستم بدونی تو ولی حالا تو میدونی حالا فهمیدی تو جونم بگو با من تو میمونی نمیخواستم بفهمم من ولی فهمیدمش اسون میدونم تو واسه اونی فروختی عشقمو ارزون
چرا اینقدر تو بی رحمی؟ دوست دارم نمیفهمی؟ نمیفهمی دلم خسته اس؟ به تو بد جوری وابسته اس؟ چرا اینقدر دلت سنگه؟ نمیبینی دلم تنگه؟ دارم بی تو میشم تنها میشم اواره رسوا چرا اینقدر بی احساسی برا من که گل یاسی بذار پیش تو باشم باز بشو بالم برا پرواز چرا اینقدر تو خاموشی بدم دست فراموشی؟ فقط هستی تو تو یادم کنار تو باشم شادم چرا اینقدر تو نامردی؟ تو با من خب چرا سردی؟ بدون جون از تو میگیرم ندیدی بی تو میمیرم؟ چرا اینقدر بداخلاقی؟ بگو اصلا تو تو باغی؟ نمیبینی تو اشکامو؟ نداری باور حرفامو؟ چرا اینقدر تو بی صبری؟ شده روزای من ابری نمیشه صبر کنی بازم؟ صبور باش تو گل نازم چرا اینقدر تو حساسی اخه بدجور بی احساسی نمیخوای دل با تو باشه؟ یا هیچکی تو دلت جا شه؟ چرا اینقدر شدم پیله بیای اینجا بازم دیره برو خوش باشی با یارت برو خدا نگهدارت
تو دنبال چی میگردی؟ که با من اینقدر سردی بگو کردم گناهی من که پیشم برنمیگردی؟ تو دنبال چی هستی خب؟ که تنهام میذاری تا صبح؟ چی گفتم من به تو جونم؟ که اینطوری به تو برخورد؟ تو دنبال کسی هستی؟ که بی من سرخوش و مستی؟ چه کردم با دلت اخه؟ که قلبم رو تو شکستی تو دنبال منی اره؟ دلم بی تو شده پاره توهم گاهی ام بد نیست بذار فک کنم راه داره
به دادش رسیدم دلم رو رها کرد ،صداش کردم آروم رقیبو صدا کرد به پاش می نشستم خودش دید که خستم ،ولی بی وفا باز رها کرد دو دستم واسه شب نشینی رفیق قدیمی ،شدم رنگ اون شب که چشماش سیاه کرد حالا روزگارم عوض شد دوباره ،حالا اون خودش فکر برگشتو داره حالا من نشستم به سکان نورم ،ولی اون به جز من کسی رو نداره میبخشم دوباره گناهی که کرده ،میبخشم میدونم که دستاش چه سرده میشم سلطان شب رفیق قدیمی ،بازم مثل وقتی که بودیم صمیمی بدون زندگی بازی گردون ترینه ،زمین خوردی دیدی که دنیا همینه . . .
|
About![]()
SaLam ! Khubiid? meR30 maHam khubimin wEblogo0 ma 2ta Yani » SaMiN & DiBa « SaKhtiim faGhat baRa inKe aZ in do0Ran ye khaterei daShte bashim ! 2ta do0stiim k vaGheaN haM dGaRo0 do0oX daLimmmmm sho0ma ham mito0nid ba naZaRato0n maRo0 kho0ShaL ko0niD ! haRKaS khaSt liNk beShe avaL maRo be eSmeღ♥ღ.₪ м∆²†∆ ₪.ღ♥ღ LinK konee baD ham ba har eSmi khaSt bge ta ma liNkesh konim ! tnQ ! dG fK nako0nm chizi lazem bashe k nago0ftiim ! movaFaGh baShid ! bYe Archivesهفته سوم مرداد 1390هفته اوّل مرداد 1390 هفته چهارم تیر 1390 هفته سوم تیر 1390 هفته دوم تیر 1390 هفته اوّل تیر 1390 هفته چهارم خرداد 1390 هفته سوم خرداد 1390 Links
.ღ ღ♥ღܓساحل نشــــــــــین اشــک!ܓღღ♥ღ |